مرتضى راوندى
481
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
انسانى انسان ، ايجاب مىكند ، يعنى آزادى حقّ انسان است . . . شما كى در تاريخ عالم ديدهايد كه در مملكتى كه همهء مردمش احساسات مذهبى دارند ، به غير مذهبىها آن اندازه آزادى بدهند كه بيايند در مسجد پيامبر يا در مكّه بنشينند و حرف خودشان را آنطور كه دلشان مىخواهد بزنند ، خدا را انكار كنند ، منكر پيامبرى پيغمبر شوند ، نماز و حجّ و . . . را رد كنند و بگويند ما اينها را قبول نداريم . اما معتقدان مذهب ، با نهايت احترام با آنها برخورد كنند . در تاريخ اسلام از اين نمونههاى درخشان بسيار است . . . اگر در صدر اسلام در جواب كسى كه مىآمد و مىگفت ، من خدا را قبول ندارم ، مىگفتند : بزنيد و بكشيد ، امروز ديگر اسلامى وجود نداشت . . . « مفضّل » يكى از اصحاب امام صادق ( ع ) بود ، روزى در مسجد پيغمبر نماز مىگزارد ، در اين وقت دو نفر مادّى مسلك وارد شدند و در كنار او شروع كردند به صحبت ، بهطورى كه او صداى آنها را مىشنيد . آنها مىگفتند پيغمبر مرد نابغهيى بود كه مىخواسته تحوّلى در جامعهاش ايجاد كند ، فكر كرده كه بهترين راه تحوّل اين است كه از راه مذهب وارد شود ، البتّه خود او به خدا و روز قيامت اعتقاد نداشته است ولى از مذهب به عنوان يك وسيله و ابزار استفاده كرده است . مفضّل شروع كرد به پرخاش ، آنان گفتند اوّل بگو تو از چه گروهى هستى ، از اتباع چه كسى هستى ، اگر از پيروان امام جعفر صادق ( ع ) هستى بايد بدانى كه ما در حضور او ، اين حرفها و بالاتر از اين حرفها را مطرح مىكنيم ، او نه تنها عصبانى نمىشود بلكه آنچنان گوش مىدهد كه خيال مىكنى معتقد شده است ، اما وقتى كه حرفهايمان تمام شد ، با متانت پاسخ آنها را مىدهد و آنها را رد مىكند . اين چنين بود كه اسلام توانسته باقى بماند . » اين بحث ، براى بيدارى جوانان ، از كتاب « در پيرامون انقلاب اسلامى » نوشتهء استاد شهيد مطهّرى انتخاب و نقل شده است . » « 1 » جنبشهاى جديد مذهبى در دورهء قاجاريّه يكى از مهمترين نهضتهاى مذهبى و اجتماعى نهضت بابيّه است كه از تعاليم شيخ احمد احسايى و سيّد كاظم رشتى سرچشمه مىگيرد :
--> ( 1 ) . پيام هاجر ، دفتر نخست ، از انتشارات جامعهء زنان انقلاب اسلامى ، پائيز 1361 ، از ص 18 تا ص 20 .